مواد مخدر در ايران

با شروع حكومت قاجار، بر مبناى سياست انگليس كه خواهان تضعيف همسايگان هندوستان بود، ترياك كشى چنان در ايران رواج يافت كه حتى تصوير ناصرالدين شاه را همانند نقش سكه بر حقه هاى و افور منقوش  ساختند و بدينسان به آن رسميت بخشيدند و در همين ايام نيز كشت خشخاش را ترويج كردند و براى اولين بار در ماهان كرمان مرغوب ترين نوع اين محصول را كاشتند.
در زمان حكومت سلسله پهلوى و در اوج حمايتهاى غرب از آن رژيم و على رغم قوانينى كه تدوين و تصويب شد، سطح زير كشت تا ميزان 33000 هكتار افزايش يافت و علاوه بر ترياكهاى سناتورى كه اسباب تعيش ‍ طبقه اشراف و ثروتمندان ، وكلا و نمايندگان مجلس ، درباريان و خوانين بود، براى اولين باز مرزهاى كشور به روى هروئين گشود شد و از حدود دهه چهلم شمسى جوانان اين مرز و بوم در معرض يكى از مهمترين توطئه هاى استكبار جهانى (مواد مخدر) قرار گرفتند و ايران كه در مسير ترانزيت مواد مخدر آسيا به اروپا قرار دارد بزرگترين لطمات را متحمل شد. با پيروزى انقلاب اسلامى ، توطئه هاى استكبار جهانى عليه نظام اسلامى و ملت ايران گسترش يافت . امام «ره » دستور مبارزه شديد با قاچاق مواد مخدر را صادر فرمودند و اين كار را يك نقشه حساب شده و هدفدار بيان نمودند: «اين (مواد مخدر) يك نقشه است كه براى سرتاسر كشور است ... براى فلج كردن جوانهاى ماست ».
ايشان عوامل توطئه را معرفى نموده و قدرتهاى بزرگ را در اين كار دخيل دانستند.
«اين هم يك توطئه است كه قدرتهاى بزرگ به اين وسيله به ما ضربه مى زنند.»
امام «ره » ضمن خائن توصيف كردن قاچاقچيان ، و نصيحت كردن به جوانان ، مصرف هر گونه مواد مخدر را نيز حرام اعلام نمودند:
«اين قاچاقچى ها درجه اول خائنين هستند به اين ممكلت ... كسانى كه معلوم شود شغل آنها جمع آورى مواد مخدر و پخش آن بين مردم است در حكم مفسد فى الارض است .»
«جوانهاى ما بايد براى خاطر اسلام و ملت و كشور و حيثيت و نواميس ‍ خودشان دست از آن مراكز بكشند.»
«براى اشخاص كه در اين باب نيستند حرام است بروند و هروئينى گردند. چه هروئين چه ترياك و چه مشروبات .»
استكبار جهانى كه شكست عظيمى را از انقلاب اسلامى متحمل شده بود جهت غوطه ور كردن جوانان كشور در دام اعتياد، با توطئه هاى حساب شده توزيع مواد مخدر را در ايران افزايش داد. مبارزه با قاچاق مواد مخدر با رهنمودهاى امام و با همت جوانان حزب اللهى در قالب كميته هاى انقلاب اسلامى آغاز شد. اين مبارزه ، با تشكيل ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1367 و تصويب قانون جديد مبارزه با مواد مخدر، مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام ، بتدريج شكل سيستماتيك به خود گرفت و با ادغام نيروهاى انتظامى موج فزاينده اى به خود گرفته است و ستاد مبارزه با مواد مخدر كه رياست آن را رئيس جمهور بر عهده دارد هماهنگى لازم را در زمينه ادامه اين مبارزه انجام مى دهد.
پس از سازمان يافتن استعمار نو در كشورهاى انگليس ، فرانسه ، پرتغال ، اسپانيا و هلند از قرن شانزدهم ، اين دولتها استفاده از مواد افيونى را به منظور ايجاد سلطه بر ملتهاى مظلوم جهان سوم آغاز كردند و در اين راه از ابزارهاى ضد فرهنگى (تحميق و استحمار) ترفندهاى دارويى و درمانى (منافع استعمال ترياك) و حربه هاى اقتصادى و اجتماعى ، نهايت استفاده را به عمل آوردند و دامنه اين تهاجم را به رويارويى نظامى نيز كشاندند كه وقوع جنگ اول ترياك در 1839 ميلادى و جنگ دوم ترياك در 1856 ميلادى بين دولتين انگليس و چين گواه غير قابل انكارى در پرونده دولتهاى استعمارگر غربى است .
نبايد تصور كرد كه جنگ مواد مخدر پايان يافته و ديگر تكرار نخواهد شد، بلكه اين جنگى است كه در دهه هاى اخير به صورت پنهانى در جريان بوده و هر روز قربانيان جديدى گرفته است . حمايت دولتهاى استكبارى غربى بويژه آمريكا از برخى دست نشاندگان خود كه بزرگترين توليد كنندگان و يا صادر كنندگان مواد مخدر محسوب مى شوند، نمونه آشكارى از جنگ پنهان و نامرئى است كه در حال حاضر در جريان مى باشد.
كنت دمارانش رئيس سابق سازمان جاسوسى فرانسه ، در كتاب خود به نام جنگ جهانى چهارم توضيح داده است كه چگونه از مواد مخدر به طور پنهانى عليه نيروهاى كشورهاى ديگر استفاده مى شود. وى در ملاقاتى كه با رئيس جمهور وقت آمريكا رونالد ريگان در سال 1980 داشته ، طرحى را جهت رويارويى ايالات متحده با شوروى سابق در افغانستان مطرح مى كند كه در يكى از مراحل آن استفاده از مواد مخدر را عليه سربازان ارتش سرخ در افغانستان پيشنهاد مى كند. او خطاب به رئيس جمهور مى گويد:
«آقاى رئيس جمهور! عامل سوم شايد از همه ديوصفتانه تر باشد. راستى شما با اين همه مواد مخدر كه توسط آژانس اطلاعات دفاعى ، گارد ساحلى ، اف . بى . آى و پست خدمات گمركى توقيف مى شود، چه مى كنيد؟»
رئيس جمهور پاسخ داد: «خوب من نمى دانم ، فكر مى كنم آنها را نابود مى كنيم .»
من جواب دادم : «كار اشتباهى است . ما بايد آنها را به طور مجانى پخش ‍ كنيم .»
ريگان از اين پيشنهاد دمارانش تعجب مى كند. او در ادامه مى گويد:
اين دقيقا همان كارى است كه ساكنان ويتنام شمالى در ويتنام با سربازان داوطلب شما كردند. آنها اين كار را طبق برنامه انجام داده بودند. اگر اين اقدام صورت گيرد، شما دولت شوروى را از كار خواهيد انداخت ... اين طرحى زيركانه است و چيزى است كه براى انجام گرفتن طراحى است . مبارزه جنگى ، بدون آنكه كه حتى يك گلوله از روى خشم شليك شود.
جالب اينجاست كه دمارانش هزينه اين طرح را نيز خيلى كم پيش بينى مى كند و براى كل عمليات فقط يك ميليون دلار بودجه در نظر مى گيرد.
بعضى از ماموران سازمان جاسوسى سيا اظهار مى دارند كه اين سازمان هميشه براى عمليات پنهانى خود در جهان نياز به اسلحه و پول دارد و به همين دليل مايل است با قاچاقچيان مواد مخدر كه قادرند اين نيازها را تامين كنند همكارى نمايد. خلبانانى كه به طور قرار دادى براى «سيا» كار كرده اند اظهار مى دارند كه آنها در پروازهاى خود به آمريكاى مركزى سلاح و تجهيزات مى بردند و در مراجعت به فلوريدا مواد مخدر مى آوردند.
رامون ميليان يكى از مديران پولى و مالى سران قاچاقچيان مواد مخدر در كلمبيا كه در آمريكا زندانى است . راجع به بانكها و موسسات مالى آمريكا مى گويد:
«آنها (آمريكاييها) مواد مخدر را يك جرم تلقى نمى كنند بلكه آن را نوعى ماجراجويى بازرگانى مى دانند.»
يكى از سران قاچاقچيان در نامه اى در ژوئن 1987، به دادگسترى آمريكا نوشته است :
«در فاصله سالهاى 1965 تا 1975 رئيس سيا در لائوس ، تئودور به شكلى در كار قاچاق دست داشت و ريچارد آريتاژ امور مالى را به عهده داشت كه از طريق بانكهاى استراليا انجام مى داد.»